تبليغاتX
ღ♥ღ گوگولی مگولیღ♥ღ

ღ♥ღ گوگولی مگولیღ♥ღ

ای کاش سرنوشت ...جز این می نوشت

 

 

زندگی رسم خوشایندی ست

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

 

هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟!

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد ؟

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید

چتر ها را باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

دوست را ، زیر باران باید دید

عشق را ، زیر باران باید جست ...

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:24 توسط ... یگانه .... |

 

دختری دلش شکست

رفت و هر چه پنجره

رو به نور بود ، بست

رفت وهر چه داشت

یعنی آن دل شکسته را

توی کیسه زباله ریخت

پشت در گذاشت

صبح روز بعد ...

 رفتگر ، لای خاکروبه ها

یک دل شکسته دید

ناگهان ...

توی سینه اش ، پرنده ای تپید

چیزی از کنار چشم های خسته اش

قطره قطره بی صدا چکید ...

life

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 18:36 توسط ... یگانه .... |

ooo

 

من تو را در عمق جانم جستجو خواهم نمود

عاشقانه با خیالت گفتگو خواهم نمود

در بهاری جاودانه همره مرغان عشق

جستجویی در هوایت کو به کو خواهم نمود

 

 

رفتن یعنی پاره کردن همه رشته ها ، همه الفت ها

رفتن یعنی جدا شدن از همه یاد ها ، خاطره ها

رفتن یعنی پشت کردن به گذشته و پایمال کردن آینده

رفتن یعنی از دست دادن دوست ، دوستی که عزیز است

دوستی که تمام خاطرات من است...

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 18:34 توسط ... یگانه .... |

 

 

رها کردی

بادبادک هزار سال کودکی را

 در چشمهایم

در آشیان خیس خاطرات

حالا اگر کوچ تمام پرستو ها را هم

برای یافتنش بفرستی.... نیست !

چون من هزار سال بزرگ شده ام ...

 

 

 

پاییز ، مزرعه

زردی گندم زار

مترسک میدانست تا او باشد

کلاغ ها از گرسنگی میمیرند

فردایش مترسک خود را کشته بود

او تازه کلاغ ها را فهمیده بود  !!!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 16:14 توسط ... یگانه .... |

 

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته است ببر

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد و گفت:

حلقه ی خوشبختی ست ، حلقه ی زندگی است

همه گفتند مبارک باشد ...

دخترک گفت : دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر

دید در نقش فروزنده ی او

روز هایی که بامید وفای شوهر ...

بهدر رفته ... هدر

زن پریشان شد و نالید که وای

وای ، این حلقه که در چهره ی او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است ...

                                                       فروغ فرخزاد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:57 توسط ... یگانه .... |

 
 
       yegane googool
 
 
پسرك ... پريد لبه‌ي جوي آب و سعي كرد تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راه‌رفتن.

دخترك ...اما لبه‌ي ديگر جوي آب را انتخاب كرد؛ دوست نداشت پشت سر پسر باشد.

فكر كرد اينجوري هميشه كنار هم هستن

 سرش را كه بلند كرد، انتهاي جوي آب در آن خيابان طويل درست پيدا نبود .

اما، يك چيز كاملاً پیدا بود؛

آنها موازي همديگر مي‌رفتند، با فاصله يك جوي آب از هم. رسيدني در كار نبود،

 حتي تا قيامت .                              

 

          yegane

 نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم ...

چه خواهد ساخت ...

ولی بسیار مشتاقم ...

که از خاک گلویم سوتکی سازد ...

گلویم سوتکی باشد ...

به دست طفلی خردسال و بازیگوش ...

و او یکریز و پی در پی ...

دم گرم خودش را ...

در گلویم سخت بفشارد ...

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ...

بدین سان بشکند دايم ...

سکوت مرگبارم را  !!!

یگونه ااابببیییی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 14:59 توسط ... یگانه .... |

kkk

kkk

lماهیه شده بود باورش ...l

lتور اگه بندازن سرش ...l

lمیشه عروس ماهیا ...l

lشاه ماهی میشه همسرش ...l

lماهیه باورش نبود ...l

lتور اگه بندازن سرش ...l

lنگاه گرم ماهی گیر ..l

lمیشه نگاه اخرش...l

y . ay . ay . ay . a

y . ay . ay . ay . a

 lآواز خوش هزار تقدیم تو باد ...l

lسر سبز ترین بهار تقدیم تو باد ...  l     

lگویند که لحظه ایست روییدن عشق ...l

lآن لحظه هزار بار تقدیم تو باد ...l

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 1:7 توسط ... یگانه .... |

سلام ! چطوری یا نه ؟
یگانه م ...!
فعلا ۱5 سالمه !
از تهران (میرداماد) !
قدم ۱۶۰ ! وزنم 48 !

...
می گفتن وبلاگ
کلاس داره ...
گفتم بذار
باکلاس شم !
همین ...
ღ♥ღ

Home
Email
Night Skin